نسترن رها

متن مرتبط با «برده» در سایت نسترن رها نوشته شده است

برده

  • نیلوبلاگ

    می دانم با خودتان می گویید پس توکلت کو؟ .... نرجس برده بود مادر مهدی شد .... یوسف برده بود عزیز مصر شد .... و الخ.... من برده تصورات خانواده ام هستم .. از 15 سالگی تا 26 سالگی با مریضی پدر دمخور شدم ... و لحظه لحظه اش را در نوجوانی به نظاره نشستمxa0 و زندگی ام شد صف های داروخانه .... صف های آزمایشگاه ... صف های .... من برده تصورات خانواده ام هستم .. وقتی خواهرم مریض شد ... و من بعد از سال ها پولی جم...

    ادامه مطلب
  • برده

  • نیلوبلاگ

    می دانم با خودتان می گویید پس توکلت کو؟ .... نرجس برده بود مادر مهدی شد .... یوسف برده بود عزیز مصر شد .... و الخ.... من برده تصورات خانواده ام هستم .. از 15 سالگی تا 26 سالگی با مریضی پدر دمخور شدم ... و لحظه لحظه اش را در نوجوانی به نظاره نشستمxa0 و زندگی ام شد صف های داروخانه .... صف های آزمایشگاه ... صف های .... من برده تصورات خانواده ام هستم .. وقتی خواهرم مریض شد ... و من بعد از سال ها پولی جمع کردم که بالاپوشی بخرم ...خریدم ...گفتم قشنگ است ... او هنوز این جمله را در ذهن دارد ...سال ها تن...

    ادامه مطلب