
درد عشقی کشیده ام که مپرس / زهر هجری کشیده ام که مپرس گشته ام در جهان و آخر کار / دلبری برگزیده ام که مپرسهمچو حافظ غریب در ره عشق / به مقامی رسیده ام که مپرس...
ادامه مطلب
به زمین وابسته ایم ! اگر اوضاع خوب بود... من نباید هر لحظه از خدا طلب مرگ می کردم ..... فشار روی من خیلی زیاده ... یه جوری که به من می گه یا باید همه ی کارا رو بکنی که هیچ وقت از بچگی که یادم هستxa0 ....تموم نشد .... یا باید از غصه نتوانستن بمیری.راه دیگری اصلن وجود نداره ..... من خیلی خیلی خیلی خسته ام .اگه خسته نبودم دائم دعا نمی کردم که بمیرم! +xa0نوشته شده در xa0دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۶ساعتxa013:41  توسطxa0نسترن رها xa0 |xa0 ...
ادامه مطلب
گل بود به سبزه نیز آراسته شد. نهم آبان ماه تصادف کردم و زانوم خرد شد.xa0داشتم به همه چی فحش می دادم چشام پر اشک بود این جوری شد. پی نوشت: وسط خیابان گریه نکنی که چشات همه چی رو مات نبینه.xa0 ...
ادامه مطلب
هيچ كسي را ندارم ....راه ها را صواب مي بينم و تلخي بيهوده پيمودنش را نشانم مي دهي. ديگر از حد گذشته است .... و همه چي توهم است .... شايد حتي .......
ادامه مطلب
می دانم با خودتان می گویید پس توکلت کو؟ .... نرجس برده بود مادر مهدی شد .... یوسف برده بود عزیز مصر شد .... و الخ.... من برده تصورات خانواده ام هستم .. از 15 سالگی تا 26 سالگی با مریضی پدر دمخور شدم ... و لحظه لحظه اش را در نوجوانی به نظاره نشستمxa0 و زندگی ام شد صف های داروخانه .... صف های آزمایشگاه ... صف های .... من برده تصورات خانواده ام هستم .. وقتی خواهرم مریض شد ... و من بعد از سال ها پولی جمع کردم که بالاپوشی بخرم ...خریدم ...گفتم قشنگ است ... او هنوز این جمله را در ذهن دارد ...سال ها تن...
ادامه مطلب