اولش ساده است ...فکر می کنی میری واسه ده تا بچه همه چی می گیری برای مدرسشون... بعد می گن می تونی بدی پولش رو بدی به فلان جا یا بهمان جا ...یا بدی به خود خانواده ....اما کدام خانواده ها هستنن که امثال من به واقع بدونیم محتاجن.... من تو شناخت خانواده های محتاج خیلی ایراد دارم ...
خواهرم می گه :" اگه بدونی یه تولدی گرفته بودن ....."
می گم :" ایراد من و تو اینه که تو 25 سال پیش موندیم ..."
مبهوت نیگام می کنه...بعد یه لحظه می گه :"آره"
و من تو معنای فقر می مونم ....وقتی فقیران فرهنگی رو می بینم .... و بعد آیا اونا فقر فرهنگی دارن یا من که زندگی رو دارم یه بعدی می بینم؟
من از بچگی فقر محبت داشتم .... انقدر زیاد که فقر مالی به چشم اصلن نمی اومد ... دووست نداشتم عمو حشمت وقتی از مهمونی میام ... ماشینش رو سر کوچه نگه داره تا ما پیاده شیم و تا خونه پیاده بریم...بچه بودم ...اما می دونستم یه چی کمه ...یه چی که بهش می گن محبت ....بهش می گن احترام .... وقتی نباشه حقارت میاد ...وقتی نباشه محبت نیست ...همه چی قراردادیه.
الانم همینه .... به مامان نیگا می کنم ....کی خوشبخت تر بوده .... و هر روز زیر بار تحقیر له می شم ...مث پشه که یه هو پشه کش رو سرش هوار می شه.
نسترن رها ...ما را در سایت نسترن رها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 39